گسیختگی، اختلال حادی است که در چگونگی پندار، احساس و کنش آدمی اثر می نهد.فرد رنجور از این پریشانی شدید، از تشخیص آنچه که واقعی و خیالی است درمی ماند؛ امکان دارد بی واکنش یا گوشه گیر و سرد رفتار باشد و در موقعیت های اجتماعی از عهده بیان عواطف بهنجارش برنیاید.

به رغم ادراک و دریافت همگان، روان گسیختگی، شخصیت چندگانه یا تعدد شخصیت نیست. اکثریت به اتفاق اسیران بند روان گسیختگی، خشن نیستند و دیگران را به کام خطر نمی افکنند.روان گسیختگی از تجربه های دوران کودکی، تربیت غلط، ضعف اراده ناشی نمی شود و نیز نشانه های که برای هم یکسان اند، در این میان نقشی ندارند.

روان گسیختگی حدود یک درصد جهانیان را مبتلا ساخته است. در ایالات متحده از هر صد نفر، یک نفر یعنی نزدیک به ۵/۲ میلیون نفر به این بیماری مبتلایند. هیچ گونه عامل نژادی، فرهنگی یا اقتصادی، سد راه آن نیست. معمولا علامت هایش بین سنین ۱۳ و ۲۵ سالگی هویدا می گردد، ولی اغلب در مردان زودتر از زنان رخ می نماید.

این بیماری را باید بیماری جوانان در نظر گرفت؛ چرا که بیشترین سن شروع بیماری در مردان بین ۱۵ تا ۲۵ سال و در زنان بین ۲۵ تا ۳۰ سال است و ابتلا به این بیماری پیش از این سنین نوجوانی و پس از سن ۵۰ سالگی نادر است.

نظریه های مختلفی درباره علت ایجاد این بیماری وجود دارد که واقعا هیچ کدام از آنها کاملا به اثبات نرسیده اند؛ اما به طوری کلی می توان گفت که استعداد بروز این بیماری به صورت وراثتی به افراد منتقل می شود و تحت تاثیر شرایطی که در محیط اطراف آن فرد وجود دارد، بیماری خود را نشان می دهد. به عبارت دیگر، هم زمینه ساختزادی (ژنتیکی) و هم فشارهای روانی محیط و حتی تنش های زیست شناختی در بروز این بیماری دخیل هستند.

مطالعات نشان داده است که هر چقدر فرد از نظر توارثی به بیمار نزدیک تر باشد، احتمال ابتلا به روان گسیختگی در او بیشتر است و حتی بیشترین تشابه در بروز بیماری، در دوقلوهایی که از نظر ساختزادی کاملا به هم شبیه اند، دیده شده است، می گویند احتمال اینکه یک فرد عادی در طول زندگی خود به این بیماری دچار شود یک درصد است، در حالی که این احتمال در فردی که یکی از والدینش مبتلا باشد ۱۲ درصد و در صورت ابتلای هر دو والدین ۴۰ درصد است.

علایم این بیماری بسیار متنوع است. هذیان گویی، داشتن توهم های مختلف از قبیل دیدن اشیا یا افراد غیرواقعی، اختلال در تکلم، رفتارهای حرکتی عجیب و بالاخره سرکوب شدن عواطف و احساسات فرد به طوری که در نهایت دچار مشکل در عملکرد اجتماعی یا شغلی و اختلال در روابط با دیگران شود، بیمار مبتلا به روان گسیختگی ممکن است یک حالت کاملا برآشفته و پرخاشگر داشته و یا ممکن است به کلی ساکت و بی حرکت گوشه ای نشسته باشد.

شایع ترین توهم هایی که این بیماران به آن مبتلا هستند، توهم های شنوایی است، مثلا بیمار احساس می کند گفت وگوی دو نفر را و یا صدای کسی که غالبا به او دستور می دهد را می شنود. نکته اینجاست که بیمار مبتلا به روان گسیختگی واقعا چنین احساسی دارد و این نیست که بخواهد تظاهر کند و یا دروغ بگوید. وقتی او می گوید کسی را می بیند یا چیزی می شنود، در واقع حقیقت را می گوید و از نگاه وی واقعا آن فرد یا صدا وجود خارجی داشته است.

برخلاف تصور مردم، بیمار مبتلا به روان گسیختگی، لزوما بیمار خطرناکی نیست. ولی همان قد ممکن است به افراد دیگر آسیب برساند که هر آدم دیگری احتمال دارد؛ اما نباید فراموش کرد که مطالعه نشان می دهد ۵۰ درصد افراد مبتلا به این بیماری حداقل یک بار اقدام به خودکشی می کنند؛ بنابراین ابتلا به این بیماری بیش از آنکه برای دیگران خطرناک باشد، برای خود آن فرد خطرآفرین است.

در برخورد با چنین بیماری مهمترین نکته این است که درک کنیم او واقعا بیمار است و همان طور که یک بیمار جسمی ممکن است در شکم احساس درد داشته باشد، بیمار مبتلا به روان گسیختگی هم امکان دارد احساسات آنچنانی داشته باشد.

باید درک کنیم که این بیمار قصد آزار کسی را ندارد و ذاتش همین است. سیر این بیماری به این ترتیب است که دوره های تشدید و بهبود دارد، بخصوص در دوره های تشدید بیماری، باید بیشتر مراقب بیمار بود و سعی کرد که با علائم بیماری کنار آمد. متاسفانه تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد، پیش آگهی خوبی دارند و بقیه به رغم روش های درمانی هم تا مدت کوتاهی علائم بیماری را مهار می کنند. اما نکته اینجاست که فقط تا زمان مصرف دارو، حال بیمار بهتر است و قطع یا بالا و پایین کردن میزان مصرف دارو می تواند وضعیت بیمار را نه تنها مثل همان روز اول، بلکه حتی بدتر از آن کند.

● چه چیزی باعث بروز روان گسیختگی می گردد؟

عامل پیدایش این مرض، هنوز نامعلوم است. برخی نظریه های مربوط به علت پیدایی آن جنبه های ژنتیکی یا توارثی، زیست شناختی (عدم تعادل مواد شیمیایی مغز)؛ و یا عفونت های احتمالی ویروسی و اختلالات ایمنی دارند.

▪ عامل ساختزادی (ژنتیکی یا موروثی): دانشمندان تشخیص داده اند که ناراحتی یادشده در خانواده ها شایع بوده و شخص وارث متمایل برای ابتلاء به بیماری مزبور است. احتمال دارد که روان گسیختگی با رخدادهای زیست محیطی نیز، همچون عفونت های ویروسی یا اوضاع بسیار تنش زا یا آینده ای از هر دو، آغاز شود.

همانند سایر امراض ناشی از توارث، روان گسیختگی زمانی بروز می کند که بدن دستخوش دگرگونی های جسمی و هورمونی گردد، مانند دوران بلوغ.

▪ عامل شیمیایی: توارث در شیوه کاربرد بعضی مواد شیمیایی به مغز انسان یاری می کند، معمولا تعادل مواد شیمیایی مغز روان گسیختگان (مثل سروتنین و دوپامین برهم می خورد. این انتقال دهنده های عصبی مغز، سلول های عصبی را وا می دارند که برای یکدیگر پیام بفرستند. عدم تعادل چنین مواد شیمیایی در شیوه واکنش مغز به گونه هایی اثر می نهد که مدلل می دارد از چه رو فرد مبتلا به روان گسیختگی احتمالا دستخوش اطلاعات حسی (صدای بلند موسیقی یا چراغ های پرنور) که دیگران را نمی آزرند، می گردد. این ناراحتی در پردازش آواها، مناظر، بوها و نمره های مختلف نیز ممکن است به توهمات یا هذیان گویی ها بینجامد.

● نشانه های هشداردهنده اولیه روان گسیختگی

نشانه های روان گسیختگی برای هر کسی متفاوت است. امکان دارد این قبیل علایم تدریجا طی ماه ها یا سال ها یا احتمالا به طور خیلی ناگهانی پدیدار گردد. ممکن است بیماری مذکور در قالب چرخه های بازگشت و بهبود درآمده و ناپدید شود. رفتارهایی که احتمالا نشانه های هشداردهنده این بیماری اند، شامل مواد زیر می باشند:

دیدن یا شنیدن چیزی که وجود خارجی ندارد / مدام این حس در شخص باشد که او را می پایند / شیوه عجیب یا بی ربطی را در گفتار و نوشتار پیشه کردن / وضعیت غیرعادی بدن / نسبت به اوضاع و احوال بسیار مهم، بی اعتنابودن/ وخامت وضع کاری و تحصیلی/ تغییر در بهداشت و ظاهر شخص/ ایجاد دگرگونی در شخصیت/ گوشه گیری از موقعیت های اجتماعی/ واکنش خردناپذیر و غیرمعقول، خشمناکانه یا بیمناکانه نسبت به عزیزان/ ناتوانی در خواب و تمرکز/ رفتار ناشایست یا عجیب و غریب/اشتغال ذهنی زیاد به مذهب یا علوم غیبی.

چنانچه شما یا یکی از عزیزان تان بیش از دو هفته دچار نشانه های پیش گفته شدید، فورا مدد بجویید.

● علامت های روان گسیختگی چیست؟

یک متخصص پزشکی یا بهداشت روانی ممکن است هنگام گفت وگو درباره نشانه های زیر، اصطلاحات ذیل را به کار برد: علامت های مثبت، اختلال هایی هستند که به شخصیت فرد «افزوده» می شوند.

▪ هذیان گویی ها: نظرات باطل - افراد شاید فکر کند که کسی مخفیانه مراقب آنان است (اعم از زن یا مرد) ، یا اینکه خود افرادی سرشناس اند.

▪ توهمات: دیدن، حس کردن، چشیدن، شنیدن یا بوییدن چیزی که واقعا وجود خارجی ندارد. متداول ترین حالت این جنبه، شنیدن صداهای خیالی است که به فرد دستورات یا گزارش هایی می دهد.

▪ پریشان گویی و پندار درهم و برهم: به سبکی غیرمنطقی از موضوعی به موضوع دیگر پرداختن. امکان دارد شخص واژه ها یا آواهای خودش را بسازد.

نشانه های منفی قابلیت های هستند که از شخصیت آدمی «زدوده» می شوند. عزلت گزینی اجتماعی/ بی احساسی فوق العاده/ کمبود شور و شوق یا ابتکار/ بی اعتنایی عاطفی از این دست هستند.

● انواع مختلف روان گسیختگی

▪ روان گسیختگی پارانویانی: شخص احساس می کند که خیلی زیاد بدگمان، دلازار یا پرکبکبه و دبدبه شده و یا دچار آمیزه ای از این قبیل عواطف است.

▪ روان گسیختگی نابسامان: کلام و اندیشه شخص، اغلب بی ربط و نامنسجم است، اما شاید هذیان و پریشان گویی نداشته باشد.

▪ روان گسیختگی خشک مانده (کاتاتونیایی): به کسی گفته می شود که انزواطلب، خموش، منفی باف است و بیشتر اوقات وضعیت بدنی بسیار غیرعادی به خود می گیرد.

▪ روان گسیختگی مانده: شخص دیگر دچار توهمات یا هذیان گویی ها نیست، لکن هیچ انگیزه یا علاقه ای به زندگی ندارد.

▪ اختلال روان گسیختگی عاطفی: فرد گذشته از نشانه های روان گسیختگی، به اختلال عمده، خلقی نظیر افسردگی نیز دچار است.

● درمان های روان گسیختگی

اگر گمان می کنید یکی از آشنایان شما دچار روان گسیختگی است، وادارش کنید که فورا به نزد متخصص پزشکی یا بهداشت روانی بشتابد. درمان زودهنگام- حتی به محض پیدایش نخستین مرحله بیماری- در درازمدت پیامد بهتری به همراه دارد.

● بهبود و نوتوانی

با وجودی که روان گسیختگی دردی است بی درمان، ولی خیلی از روان گسیختگان می توانند به یاری معالجه صحیح، زندگی پرثمر و رضایت بخشی داشته باشند. با استفاده از خدمات درمانی گونه گون، مشتمل بر برنامه های توان بخشی و مصرف دارو، بهبود مریض امکان پذیراست. توان یابی به آدمی کمک می کند که اعتماد و مهارت های لازم برای زندگی پربار و مشتمل را در اجتماع باز یابد. اقسام خدماتی که به روان گسیخته یاری می بخشند، عبارتند از:

▪ مداوای موردی: به مردم مدد می کند که به خدمات، کمک های مالی، درمان و سایر منابع دسترسی یابند.

▪ برنامه های نوتوانی روان شناختی: در بازاریابی مهارت هایی بسان؛ کار و پیشه، پخت و پز، نظافت، بودجه بندی، خرید، جامعه پذیری ، مشکل گشایی و تنش زدایی مددیار مردم اند.

▪ گروه های خودیار : پشتیبانی و اطلاعات مداوم و جدید را توسط عده ای که خود به بیماری روحی دچارند در اختیار افراد مبتلا به مرض شدید روحی قرار نمی دهند.

▪ مراکز پذیرش: به جاهایی اطلاق می شود که گرفتاران به امراض روانی می توانند به آنها رفت وآمد کرده یا از پشتیبانی و خدمات غیررسمی براساس ضروریات بهره مند شوند.

▪ برنامه های اسکن: رشته ای از حمایت و نظارت را از ۲۴ ساعت زندگی هدایت شده عرضه می دارند تا پشتیبانی مورد نیاز را جلب کند.

برنامه های اشتغال در یافتن کار و یا کسب مهارت های ضروری به مردم کمک می کنند تا مجددا نیروی کار را به دست گیرند.درمان یا رایزنی مشتمل بر اشکال مختلف «گفتار» درمانی فردی و گروهی است تا بتواند بیمار و اعضای خانواده را در درک بهتر بیماری و مشارکت در علایق آنها یاری کند.

خدمات بحران ، بعد از ساعت ها مشورت دربر گیرنده جایابی و بستری شدن بی صبرانه در بیمارستان می باشد.

● دارو درمانی

نمونه های جدید داروهای ضدروان پریشی به روان گسیختگان کمک می کنند تا زندگی رضایت بخشی داشته باشند. آنها در کاهش عدم تعادل زیست شیمیایی که عامل بروز روان گسیختگی می باشد و نیز کاهش احتمال عود بیماری یادشده اثر دارند. در هر صورت داروهای ضدروان پریشی، مثل تمامی داروها، باید صرفا تحت نظر متخصص بهداشت روانی مصرف شوند. عمدتا دو نوع داروی ضدروان پریشی هست:

داروهای ضدروان پریشی متداول که نشانه های «مثبت» همانند توهمات و هذیان گویی ها و آشفتگی روان گسیختگی را مهار می کنند.

انواع جدید (که داروهای نامعمول ضد روان پریشی هم نامیده می شوند)، نه تنها علایم مثبت که نشانه های منفی را نیز درمان می کنند و اغلب عوارض جانبی کمتری دارند.

اثرات جنبی در مورد همه داروهایی از این دست عمومیت دارند و عوارض جانبی خفیف نظیر خشکی دهان، تاری دید، یبوست، خواب آلودگی و سرگیجه گرفته (که معمولا بعد از چند هفته برطرف می شوند) تا عوارض جانبی شدید مثل ناتوانی در مهار عضلات، گام برداشتن، لرزش اندام بدن و پرش (تیک) عصبی اعضای صورت، اثرات جنبی داروهای تازه جزئی است. به هر حال آنچه اهمیت دارد، این است که پیش از تغییر هرگونه دارویی باید با کارشناس بهداشت روانی خود به رایزنی بپردازید زیرا چه بسا اثرات جانبی وجود دارند که می شود مهارشان کرد.

با همه این اوصاف به عنوان جمله آخر به این خواننده محترم باید گفت که هرگز فراموش نکند که روان گسیختگی یک بیماری مزمن است که تقریبا آینده آن را نمی توان پیش بینی کرد. همان طور که گفته شد درصدد اندکی از بیماران قابل علاج هستند و می توانند به زندگی عادی خود برگردند؛ اما به هر حال نباید ناامید بود در بیشتر موارد دارها می توانند بیمار مورد بحث را مهار کنند؛ اما درمان به معنی ریشه کنی بیماری غالبا دور از دسترس است.