اعتماد به نفس ما در دنیای امروز به دلیل گیر افتادن در رقابت با دیگران هر روزه مورد تهدید قرار میگیرد و آرامش درونی به سبب سرعت زیاد فعالیت های ذهنی و تاثیر شدید محرک های سریع بیرونی به تاراج می رود . انسانی که به سلامت جسم و روان خود اهمیت میدهد ، قبل از هر چیز باید نسبت به حفظ آرامش درونی و کسب اعتماد به نفس و خودباوری حقیقی همت نماید . برای رسیدن به این دو هدف بنیادین و اولیه ، روشی پیشنهاد می شود که طرح مشترک عارفان و روانشناسان است .


1- وجود گرامی خود و دیگران را در دو سطح کاملاً متمایز ، تماشا و بررسی کنید :


هسته دورنی « باطن»     شاخ و برگ بیرونی « ظاهر»

 

 

 

 

 

هسته درونی خود و دیگران را از ظاهر و شاخ و برگ همواره جدا نگه دارید

 

 

 

- هسته درونی ما که فیلسوفان آن را « وجود» و روانشناسان « شخصیت» و عارفان « روح» می نامند و در ادبیات محاوره ای مردم به « من» تعبیر می شود :
- همیشه خوب ، همیشه زیبا ، همواره خوشبخت است .
- یگانه باطبیعت و جهان هستی ست .
- جاودانه و بی انتهاست و محل دیدار با خداوند مهربان است .
- در وحدت و یگانگی با روح دیگران است و در عین حال یگانه و ممتاز است !
- سرشار از انرژی بی پایان الهی است .
- محل دریافت الهام های غیبی و اشارت های الهی ست .
- سرچشمه قدرت ، عظمت ، زیبایی و حقیقت است .

3- متاسفانه ماندن در این جایگاه و مقام برای ما دائمی نیست و ما معمولاً بیشتر اوقات خود را در شاخ و برگ بیرونی خود می گذرانیم «حافظ دوام وصل میسر نمی شود» ولی خوشبختانه اگر روزی 10دقیقه در این فضای عطر آگین ساکن شویم ، از انرژی و نشاط بی نظیر درونی خود بهره مند خواهیم شد.


4- هدف نهائی همه پیامبران الهی و عارفان بزرگ این است که راه حضور در هسته درونی را به ما نشان دهند تا قدرت و غنای درونی ما را بیدار کنند .

متاسفانه بسیاری ازآدم ها عظمت و قدرت و زیبائی را در بیرون خود جستجو  می¬کنند ، در حالیکه اگر کسی به هسته درونی خود اتصال نداشته باشد ، موفقیت های بیرونی به خوشبختی و نشاط درونی او کمکی نخواهند کرد زیرا او را در رقابت و سرعتی گرفتار خواهند کرد که اعتماد به نفس و آرامش درونی را خواهند ربود !

   سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
  توبه تقصیرخود افتادی ازاین در محروم از  که  می نالی  و  فریاد  چرا می داری

5- تا زمانی که دست از تغییر دیگران بر نداریم و به بازسازی خود اقدام نکنیم راهی به درون نخواهیم داشت .

6- برای رهائی از وسوسه تغییر دیگران « که بسیار انرژی بر و بی فایده است» ، زیبا و دل انگیز است که مسئولیت تمامی احساسات و رفتارها و پیامدهای بیرونی آنها را جداً بر عهده بگیریم و استقلال خود را اعلام کنیم و از بردگی محرک های بیرونی خود را رها کنیم و به آزادی برسیم.

7- هرگز صفت های منفی و ناخوشایند را به شخصیت و هسته درونی خود و دیگران نسبت ندهیم و درباره شخصیت دیگران قضاوت منفی نکنیم .

هر قضاوت منفی که درباره شخصیت خود و دیگران « به هر دلیلی» داشته باشم ، ما را از هسته درونی مان دور می کند و بندهای بردگی روانی ما را محکم تر می کند و نزاع و درگیری و ناآرامی ، جانشین آرامی و مهربانی و صمیمیت و سلامتی می شود.

8- تمرین زیر می تواند گامی مهم در رهائی از بردگی در ارتباطات و نزدیکتر شدن به هسته درونی و بهره برداری از اعتماد به نفس و آرامش درونی باشد :

- هنگام ناراحتی و برخورد باشرایط نامناسب « به هر دلیلی» :


1- قاعده منفی ذهن را که از کودکی در ذهن ما ثبت شده و خود به به خود عمل می کند ، شناسائی و روی کاغذی نوشته و نابودش کنید :
قاعده منفی و خطرناک ذهن :

 

 

 

 

 من ناکام شدم، اشتباه کردم، ناراحت شدم، آدم بدشانس و بدبخت و بدی هستم

او اشتباه کرد، آدم بد و فلان و فلان است.

 

 

 

2- قاعده مثبت را با تکرار فراوان در ذهن ثبت کنید تا هسته درونی را ازآسیب  محرک های بیرونی سالم نگاه داریم ؛

 

 


من اشتباه کردم، ناکام شدم، آدم خوب و موفقی هستم، حتماً جبران می کنم و بهتر می شوم

او اشتباه کرد، من ناراحت شدم، او آدم خوبی است، خداوند من و او را دوست دارد، من خوبم، او هم خوب است، راههای خوب را پیدا می کنم.

 

 

 

توجه : در این جانشین سازی قاعده ها ، جنبه های نامطلوب و منفی به احساس و رفتار نسبت داده شده است و هسته درونی و شخصیت سالم و پاکیزه مانده است.
3- سوال منفی خطرناک ذهن این است که « چرا باید اینطوری باشد؟» چرا او باید این کارها را بکند؟

 چرا ......؟ مگر من چه کار بدی کرده ام که .........؟
به جای این سوال های منفی و خطرناک ، احساسات ناخوشایند خود را ابراز کنید و این سوال مثبت و خلاقانه را در ذهن بسیار زیاد تکرار کنید :

 

 

حالا بهترین کارهایی را که می توانم برای رسیدن به موفقیت بهتر انجام دهم کدامند؟

 

 

9- رفتارها ، احساسات و عقاید « بخش بیرونی و ظاهری» :
- همواره مخلوطی از رفتارهای مثبت و منفی را در خود و دیگران می بینیم .
- خوبی و بدی رفتارها نسبی هستند . در جائی یک رفتار خوب ، ممکن است بد جلوه کند و بر عکس.
- یک رفتار در زمانی خوب و در زمانی دیگر ممکن است بد به نظر آید .
- رفتار 100% مثبت و درست و رفتار 100% منفی و نادرست وجود خارجی ندارند .
- منشا رفتارهای ما ، احساسات ما هستند .

- احساسات ما به خوشایند و نا خوشایند تقسیم میشوند « نه بد و خوب»
- احساسات خودو دیگران را ارزیابی نکنیم .
-  برای رهائی از بردگی و رسیدن به آزادی و تسلط بر خود:
1- رفتارهای منفی خود را از رفتارهای مثبت کاملاً جدا نگه دارید .
 2- از رفتارهای مثبت خود لذت ببرید و از خداوند سپاسگزاری کنید .
 3- رفتارهای منفی خود را بشناسید و بپذیرید و آنها را به رفتارهای مثبت تبدیل کنید .
 4- رفتارهای منفی و مثبت دیگری را از هم جدا کنید .
 5- رفتارهای منفی خود و دیگری را به حساب شخصیت نگذارید .
 6- نخواهید که کامل باشید و یا دیگران کامل باشند ، بپذیرید که همیشه ناقص اما خوب هستیم.
 7- فوراً به خطای خود اعتراف کنید ، آن رابپذیرید و در صدد جبران برآئید .
 8- بر خطای دیگران تاکید نکنید و صرفاً احساس ناخوشایند خود را ابراز کنید .
 9- کار اصلی ما کشف خطاهای خود و تبدیل آنها به زیبائی و خوبی ست .
 10- همه ما عاشق خطاکاروناقص خوب هستیم ’همیشه‘ تا روزی که در این جهان هستیم .
 11- برای تبدیل احساس ناخوشایند به احساس خوشایند از جزوه «دل پاک» و نوار پالایش      روح استفاده کنید
توجه ویژه : وقتی هسته درونی را کاملاً مثبت نگاه داریم ، انرژی مثبت ان به تدریج رفتارهای منفی ما و دیگران را « بنابر قاعده هماهنگی» به رفتارهای مثبت تبدیل می کند ، از محیط بیرون فقط مثبت ها را جذب می کند .
10- روش های دیگر برای ورود در عرصه هسته درونی و آرامش بیکران :
- آشتی با جسم و احوالپرسی دائمی از تک تک اندام ها .
- دوست داشتن خود و دیگران همینطوری که هستم .
- کاهش فعالیت نیمکره چپ و فعال کردن نیمکره راست .
- دوستی با طبیعت و گفتگوی عاشقانه و تماشای عاشقانه طبیعت .
- مراقبه « سکوت و تماشای درون» .
- تمرین و مهارت زیاد در شنیدن و همدلی با دیگران .
-  شادی و نشاط و حرکات موزون بدن و استراحت و ورزش مناسب .
- زیبا پرستی و دل سپردن به زیبائی ها و ابراز هیجان های عاشقانه .
- ابراز عشق و محبت به مادر  خواهر ، همسر و فرزندان و ................... دوستان .
- راز و نیاز عاشقانه با خدای درون .
- برای مهارت در همه این ها به آموزه های مهندسی ذهن و N.L.P و عرفان دینی نیازمندیم .

  

 

       بازسازی شخصیت

 

 

1- طبق عادت و پیروی کورکورانه از آموزش های دیگران ، به خودمان نسبت ها و صفت های منفی را نسبت می دهیم .
2- هر صفت منفی ، فرمانی ست که برای اجرا شدن به سیستم عصبی صادر می شود.
3- تا زمانی که صفت های منفی در ذهن وجود دارد ، رفتارها و حالت های منفی و ناخوشایند بدون اراده و خود به خود تکرار می شوند .
4- برای رسیدن به تعادل درونی و تسلط بر احساس و رفتار خود ، لازم است هر چه سریعتر شخصیت درونی خود را از صفت های منفی پاکسازی کنیم .
تمرین زیر می تواند راهی موثر برای این هدف مقدس باشد :
- 20 صفت منفی درونی شده را شناسائی کنید . برای این کار صد جمله ،« من ....... هستم»
بنویسید و هر چه از صفت های مثبت و منفی که به ذهن می آید را بنویسید .
- صفت های منفی را به گذشته نسبت دهید و صفت های مثبت را جایگزین آن کرده و تکرار نمائید .

 
 

مثال : من عصبانی هستم--->  من عصبانی بودم ----> حالا کاملاً آرام هستم
        من خجالتی هستم ---> من خجالتی بودم ----> حالا ابراز وجود میکنم

   

با تکرار دائمی این عبارت ها ، شخصیت درونی خود را همواره قدرتمند،با نشاط ، زیبا و خلاق نگه دارید :
- من اهل تغییر و در حال رشد هستم .
- من سرحال و شاداب هستم .
- من آرام و مسلط هستم .
- من صمیمی و مهربان هستم .
- من آینده ای درخشان دارم .
- من همواره در پناه لطف خدای مهربانم هستم .
- من تاثیرگذار و خلاق هستم .
- من در مشکلات صبور و مقاوم هستم .

- من زیبا ، خوب ، موفق و محبوب خداوند هستم
- من سرشار از انرژی الهی ام .
- من جسمی سالم و زیبا دارم .
- من تمرکزی عالی و حافظه ای بی نظیر دارم .
- من ........................
- اگر کسی  در بخش منفی خود و دیگران بماند ، به فردی منزوی ، افسرده و خجالتی و زودرنج و آسیب پذیر و منفی باف و ترسو تبدیل می شود.
- اگر کسی فقط در بخش مثبت خود بماند و به منفی های خود توجه مثبت نکند ، به فردی خودپسند ، خود محور ، سلطه جو و انتقاد گر و ناآرام و عصبی تبدیل میشود و دوستان صمیمی خود را از دست میدهد .
- اگر کسی به بخش مثبت دیگران نگاه کند و به منفی های انها توجه مثبت نداشته باشد ، در دام دیگران اسیر می شود و بازیچه و قربانی دیگران خواهد شد و بارها و بارها فریب خواهد خورد و کارش شکایت دائمی از دیگران است .
- اگر کسی در بخش مثبت خود باشد ولی به هسته درونی خود تکیه نکند ، مثبت های او کمکی به خوشبختی او نخواهند کرد .
- وقتی شما در هسته درونی خود ساکن می شوید و از آنجا به خود نگاه می کنید ، با دیدن مثبت های خود انرژی و اعتماد به نفس پیدا می کنید و با دیدن منفی های خود متواضع و مهربان خواهید شد و با تبدیل منفی ها به مثبت ها ، در مسیر رشد و خلاقیت دائمی قرار   می گیرید  و زندگی حقیق یعنی همین .
- وقتی که با هسته دورنی خود در ارتباط هستید ، هیچ عامل بیرونی نمی تواند شادی و نشاط و سرزندگی و پویائی درونی شما را کند و یا متوقف کند بلکه موانع بیرونی باعث خلاقیت بیشتر شما خواهد شد .
- زندگی در هسته درونی یعنی رشد دائمی و تولد دائمی و این تولد بر شما مبارکباد .

                  
                 عبدالوهاب فیروزی